تبليغاتX
ترانه های بیدار
 

 

ترانه های بیدار

 

 

كسي به ياد عشق نيست کسی به فکر ما شدن از آن تبار خودشکن تو مانده ای و بغض من

 

 

             

 

 

درباره وبلاگ

به ترانه خانه ما خوش آمدید
تو را مرور می کنیم
تا خاموشی ما فراموشی بزرگ نباشد
شهیار


فهرست اصلی

صفحه اصلی

آدرس ایمیل

آرشیو وبلاگ


فهرست خوانندگان

الف

ب

پ

ت

ج

چ

ح

خ

د

ذ

ر

ز

ژ

س

ش

ص

ض

ط

ظ

ع

غ

ف

ق

ف

ک

گ

ل

م

ن

و

ه

ي

ه


دوستان

آونگ خاطره های ما

سایت قدیمیها

راوی حکایت باقی

حسام فرياد

گوگوش TV

قفسه کتاب

هواي تازه

عاشقانه

ستار "رامين"

مصلوب

شاد باشيد "سیاوش"

آورا

کتايون

بازگشت دوباره

ايران ترانه

وبلاگهاي به روز شده

طرفداران رسمي سياوش قميشي

ترانه هاي پاپتي

مي نوش که عمر جاودان خواهي يافت

ترانه هاي رضا راد

نت به نت

موسيقي قديمي

ترانه هاي خاطره انگيز قديمي


پیوندهای روزانه

دانلود موسيقي "سرزمين"

زمستون

تحرير

کلتکس رکوردز

پارس ويدئو

رنگارنگ

درویش

ترانه های قدیمی

سایت بتی

سایت الهه


ترانه هاي پيشين

تیر 1387

خرداد 1387

اردیبهشت 1387

فروردین 1387

اسفند 1386

بهمن 1386

آذر 1386

آبان 1386

مهر 1386

شهریور 1386

مرداد 1386

تیر 1386

خرداد 1386

اردیبهشت 1386

فروردین 1386

اسفند 1385

بهمن 1385

دی 1385

آذر 1385

آبان 1385

مهر 1385

شهریور 1385

مرداد 1385

تیر 1385

خرداد 1385


طراح قالب


  RSS  

POWERED BY
BLOGFA.COM

 

     

گيتا و جمشيد نجفي

 
 
 

 

 

نوشته شده توسط مانی در جمعه 28 تیر1387 ساعت موضوع: گ | لینک ثابت



امل ساین

امل ساین
 
 
 
 

 

 

نوشته شده توسط مانی در شنبه 11 خرداد1387 ساعت موضوع: الف | لینک ثابت



فرامرز پارسی

عکس سایت قدیمیها
 
 

مرا مهر سیه چشمان ز سر بیرون نخواهد شد

فضای آسمان این است و دیگرگون نخواهد شد

مرا روز ازل کاری بجز رندی نفرمودند

هر آن قسمت که آنجا رفت از آن افزون نخواهد شد

و دیگرگون نخواهد شد از آن افزون نخواهد شد

همیشه عاشق و یار زمان مست و زیبایم

خدایا زندگی این است از این بهتر نخواهد شد

مجال من همین باشد که پنهان عشق تو ورزم

کنار و بوس و آغوشت چه گویم چون نخواهد شد

شراب لعل و جای امن و یار مهربان ساقی

دلا کی به شود کارت اگر اکنون نخواهد شد
 
 

بیا با من برقص با خنده هایت شادم کن

بیا در آغوشم با بوسه هایت داغم کن

داغم کن داغم کن داغ

منم ترانه عشق مرا بخوان فریادم کن

در شب رویایی ای تک ستاره یادم کن

یادم کن یادم کن یاد

من موج طوفانم تو ساحلی آرامم کن

با مخمل دستات تو با لطافت رامم کن

رامم کن رامم کن رام

معجزه باش امشب با عشق خود بیتابم کن

ای گل من تا صبح تو با نوازش خوابم کن

خوابم کن خوابم کن خواب
 

 

آن که حرفم را می شنید از جان مادر من بود مادر من بود

آن که دردم را می چشید از دل مادر من بود مادر من بود

آن که از دست سرنوشت من گریه ها میکرد مادر من بود

در دل شبها با خدای خود شکوه ها میکرد مادر من بود

 

مریم

 

اگه از برگ شقایق بر تن یاس سپید

از گل رز و هزاران لاله یک گل تازه بسازند

و همه عطر بهشتو بپاشن روش

باز گل مریم نمیشه بازم اون مریم نمیشه

اون گل مریم نمیشه بازم اون مریم نمیشه

اگه از تن ونوسو قامت یک سرو ناز

از پر قو و هزاران مرمر بدنی تازه بسازند

و رو پوستش همه جا مخمل و زیتون بکشن باز

بدن مریم نمیشه بازم اون مریم نمیشه

بدن مریم نمیشه بازم اون مریم نمیشه

 

 

 

نوشته شده توسط مانی در پنجشنبه 26 اردیبهشت1387 ساعت موضوع: پ | لینک ثابت



شوشا

 
 
 
 

شوشا درگذشت

روزنامه‌های گاردین و ایندیپندنت از شمسی عصار خواننده و نویسنده ایرانی که سه روز پیش در اثر ابتلا به سرطان در لندن در گذشت، تجلیل کردند.

خانم عصار که 72 سال داشت و در خارج از ایران با نام شوشا گوپی شناخته می‌شد، فرزند آیت‌الله محمد کاظم عصار روحانی ایرانی و استاد فلسفه دانشگاه بود.

او از دوران کودکی، تحت نفوذ پدرش، به سوی ادبیات ایران و تصوف کشیده شد و تا آخر عمر این علاقه را حفظ کرد. شوشا که در تهران در مدرسه فرانسوی‌ها درس خوانده بود در 16 سالگی برای ادامه تحصیل به پاریس رفت و از دانشگاه سوربن در رشته ادبیات فرانسه فارغ التحصیل شد.

او در سال 1991 خاطرات دوران تحصیل خود در پاریس را در کتابی به نام "دختری در پاریس" جمع آوری کرد که به نوشته گاردین یکی از بهترین کتاب‌هايی است که اوضاع اجتماعی و فرهنگی پاریس پس از جنگ دوم جهانی را منعکس کرده است.

شوشا که در کنار ادبیات علاقه شدیدی هم به موسیقی محلی ایران داشت، از همان زمان به آهنگسازی و ترانه‌سرايی به زبان‌های فارسی و فرانسوی پرداخت و در مدت کوتاهی یک خواننده حرفه‌ای شد.

شوشا به عنوان خواننده ترانه های محلی گیلکی، لری و سایر گویش های ایرانی ترانه های بسیاری را خواند و منتشر کرده است که این آثار هم در ایران و هم در سطح جهان شناخته شده است.

مهم ترین ترانه های محلی که توسط وی خوانده شده است، ترانه های "دم گل"،"روز جمعه"،"عزیز بشین کنارم"،"گل گندم"،"دختر شیرازی"،"لیلی بوانه"،"شیربگوسه تا" است. از سال 1971 تا کنون ده آلبوم موسیقی محلی توسط وی وارد بازار شده است.

او در سال 1961 با نیکولا گوپی کارشناس آثار هنری ازدواج کرد و زندگی در لندن را آغاز کرد که شروعی در خوانندگی او به زبان انگلیسی بود و پس از جدا شدن از همسرش در سال 1976 به نویسندگی روی آورد.

شوشا پیش از نوشتن دختری در پاریس، خاطرات دوران کودکی خود در ایران را به زبان انگلیسی نوشت که در سال 1988 منتشر شد و مورد استقبال زیادی قرار گرفت.

روزنامه ایندیپندنت در باره شوشا می‌نویسد این زن روشنفکر ایرانی تا پایان عمر با اسلام تندرو مخالف بود و اسلام را دین عشق و محبت می‌دانست.

رادیو زمانه

عکس ایران اولد

 

 

نوشته شده توسط مانی در سه شنبه 6 فروردین1387 ساعت موضوع: ش | لینک ثابت



پروا

 
 

موسم گل شد و وقت گل چیدن

خوش بود روی گل چهره بوسیدن

جام می، آید از گلرخان گیری

بوسه ازاینو گاهی ازآن گیری

به خیالم که ز حالم باخبر هستی ای گل نه

بر سر ما کشید دستی ای گل نه

بلبل از دست گل شکوه ها دارد

وعده گلرخان کی وفا دارد

گفتی از حال زارم خبر دارد

از دل بیقرارم خبر دارد

به خیالم که ز حالم باخبر هستی ای گل نه

بر سر ما کشید دستی ای گل نه
 
 
 

سبزه قبا روی هوا داد میزنه خداخدا

عاشقش است تو کوچه ها داد میزنه خداخدا

خداخداخداخدا گوش نمیدی به حرف ما

بگو تو چرا خداخدا گوش نمیدی به حرف ما

حرف دلم یه عالمه فرصت گفتنم کمه

حرف تمام آدما قصه شادی و غمه

خداخداخداخدا گوش نمیدی به حرف ما

بگو تو چرا خداخدا گوش نمیدی به حرف ما

دو سه روزیه که دلم عشقو شناخته

منو با اشک چشم آشنا ساخته

به من امید داده تا زنده بمونم

بهترین شعرهای خیامو بخونم

عاشقم من عاشقم من مثل لیلی مثل شیرین

دل من گذشته تلخی داره

هی با خود بمونه غمگین بمونه غمگین بمونه غمگین

 

 

نوشته شده توسط مانی در جمعه 10 اسفند1386 ساعت موضوع: پ | لینک ثابت



طاووس

 

ترانه سرا : معینی کرمانشاهی

آهنگساز : پرویز یاحقی
 
 

در کنار گلبني خوشرنگ و بو طاووس زيبا
با پر صدرنگ خود مستانه زد چتري فریبا
از غرورش هرچه من گويم يک از صدها نگفتم
نکته اي در وصف آن افسونگر رعنا نگفتم
تاج رنگيني به سر داشت، خرمني گل جاي پرداشت
در ميان سبزه هرسو، بي خبر از خود گذر داشت
هر زمان بر خود نظر بودش سراپا

نخوتش افزون شد از آن چتر زيبا
بي خبر از کار دنيا
من که
خود
مفتون هر نقش و جمالم
هر زمان پابند يک خواب و خيالم
خوش بودم گرم تماشا
چو شد زشور او فزون غرور او پاي زشتش شد هويدا
هر کسي در اين جهان باشد اسير زشت و زيبا
چو غنچه بسته شد پرش شکسته شد تا بديد آن زشتي پا

هرکسي در اين جهان باشد اسير زشت و زيبا
من همان طاووس مستم چتر خود نگشاده بستم
يک جهان ذوق و هنر هستم ولي با صد دريغا
سينه اي بي کينه دارم روح چون آيينه دارم
گنج شعر و شور و حالم اينهمه نقدينه دارم
جلوه آن مرغ شيدا گفته جانپرور من
پاي آن طاووس زيبا اين دل بی دلبر من

 

 

نوشته شده توسط مانی در جمعه 12 بهمن1386 ساعت موضوع: م | لینک ثابت



عماد رام

 
 
 
 

گفتم محبت رنج و عذابه نقش سرابه باور نکردی

رنگه فریبه همچون حبابه نقش بر آبه باور نکردی

گفتم از افسانه بگذر از دل دیوانه بگذر

من سرشک غرق چشم روزگارم

ساغر بشکسته ام من

مرغک پر بسته ام من

بسته در زندگی راه فرارم

 

نقش دیوار زمانم

اشک سرد آسمانم

ای دریغا چون غباری

مانده بعد از کاروانم

ساکن میخانه ام من گفتمو باور نکردی

از وفا بیگانه ام من گفتمو باور نکردی

نقش دردی بر دل من مانده بر جا دگر یادگاری

سرکشیده از دل من ای دریغا دگر مشت خاری

 

گفتم که دنیا دشت جنونه نامهربونه باور نکردی

گفتم دل من بی همزبونه دریای خونه باور نکردی

گفتم از افسانه بگذر از دل دیوانه بگذر

من سرشک غرق چشم روزگارم

 ساغر بشکسته ام من

مرغک پر بسته ام من

بسته در زندگی راه فرارم

 

 

نوشته شده توسط مانی در جمعه 5 بهمن1386 ساعت موضوع: ع | لینک ثابت



آی آدمای عاشق

 
 
آی آدمای عاشـــــق ، آی آدمای عاشـــــق
سر به گریبون نگیــرید شام غریبون نگیرید
لیلی و مجنون که نداریم امـــروز
اونکه سرعشق
بزاره
جون که نداریم امروز
وامق و عَــذرا که نداریم امــروز
اونکه حقیقـت بگه آســـون که نداریم امروز
آی آدمای عاشـــــق ، آی آدمای عاشـــــق


نکن تو دست و پایی بخاطر رهایــــی
چیزی نمونده دیگه به عمر آشنایــــی
خدای آسمونها شنیــده التماسم
میدونه راضییم من به لحظۀ جدایی
سر به گریبون نگیــرید شام غریبون نگیرید
لیلی و مجنون که نداریم امـــروز
اونکه سر عشق بزاره جون که نداریم امروز
وامق و عــذرا که نداریم امــروز
اونکه حقیقـت بگه آســـون که نداریم امروز
آی آدمای عاشـــــق ، آی آدمای عاشـــــق


میخواستمت همیشه ، تا مَرزجون سِپردن برای با تو بودن ، راضی بودم به مردن
تو در تلاش رفتـــــن پس چرا من بمونم ؟
دل میگه فرصتی نیست
برای غصـــه خوردن

 

 

نوشته شده توسط مانی در پنجشنبه 29 آذر1386 ساعت موضوع: ف | لینک ثابت



 

 

 

 

 

 

T E M P L A T E     D E S I G N E D     B Y     H A M E D     A L I V E R D I